|
|
|
||||
|
مهربانان نامهریان!
یکی از آفت های هر جامعه ای این می تواند باشد که عده ای تلاش کنند، بر خلاف اصل دموکراسی ، قدرت را در یک حلقه بسته نگه داشته و اجازه دخالت و حتی اظهارنظر را به دیگران و خصوصا مردم ندهند . این افراد خود را خارج از چارچوب جامعه تصور می کنند و توجهی به حق طبیعی مردم در پاسخگویی از خود نمی کنند. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، حرکت جامعه از دوره غیر دموکراسی به سوی دوره ای مبتنی بر دموکراسی بر پایه مبانی اسلامی حرکت کرد که طی آن حق مردم در انتخاب سرنوشت خود مهم تلقی شد و همواره تاکنون سعی شده برای این حق ارزش فوق العاده ای ترسیم شود. در این میان بودند افرادی که تصور می کردند همچنان قدرت باید در اختیار جناح و گروه خاصی باقی بماند . مشخصه این افراد این بود که هیچکس را قبول نداشتند و خود را مبرا از نقد می دانستند و کسانی را هم که از آنها انتقاد می کردند با الفاظ ناشایستی روبرو می ساختند. به عقیده نگارنده این افراد هیچگاه این اعتقاد را نداشتند که نظام جمهوری اسلامی بر خواسته از مردم و بخاطر مردم است و در این میان مردم تصمیم گیران اصلی انقلاب هستند. این افراد همواره تلاش کردند در هر لباسی به سمتی حرکت کنند که به محدودیت انتخاب مردم منجر شود که لزوم تامل در آن ضروری به نظر می رسد. زمان انتخابات همواره امکانی را فراهم کرده تا این افراد چهره را از پشت نقاب خارج کنند و در این بین مردم براستی آنها را در این چند سال شناخته اند . انتخابات دهم تا چند روز دیگر برگزار می شود . اسامی 4 کاندید نیز از سوی شورای نگهبان اعلام شده است . به اعتقاد نگارنده این دوره نیز به مانند دوره قبل از تنوع کاندیدا برخورداریم که طوری که می بینیم کاندیدایی از طیف های مختلف فکری پای به عرصه رقابت گذاشته اند اما از روزهای قبل از آغاز رسمی تبلیغات ، همواره عده ای در تکاپوی این امر بودند تا با بهره گیری از امکانات عمدتا دولتی و بیت المال به تخریب کاندیدای رقیب بپردازند . در عین حالی که صحبت از اخلاق انتخاباتی هم می کنند . این افراد بدون توجه به اخلاق در انتخابات ، خط کشی هایی برای خود تعیین کرده اند که افراد را با آن خط کشی ها ارزیابی می کنند.گاها نیز پا را فراتر گذاشته اند که خطوط قرمز نظام را به خود ربط بدهند و هرگاه فردی به اعتقاد آنها از این خطوط ساختگی عدول کرد با سخت ترین رفتارها با وی برخورد کنند و در عین حال از واژه های زیبایی به نام اسلام و انقلاب برای توجیه حرکات ناشایست خود بهره بگیرند. از طرف دیگر در چند سال اخیر این روند به دلیل روند رو به زوال نقد در مطبوعات که حاصل بسته شدن فضای سیاسی به واسطه سیاست های دولت بود به شدت مشاهده می شود و تا بدانجا پیش رفت که تعداد بسیاری از افراد صاحب نظر و اندیشمند بدلیل انتقاد از برخی عملکردهای دولت با برخوردهای نامناسبی روبرو شدند که گاها از اخراج اساتید دانشگاه تا تعطیلی نشریات و اخطارهای گاه وبیگاه از جمله مجازات اعمال شده بر علیه این افراد بود. در این بین دولت نهم با شعار مهروزی پای به عرصه اجرایی کشور گذاشت . شعاری که امروز می توان ارزیابی کرد که آیا در جامعه به وقوع پیوست است یا خیر !؟ عملا تعریفی که در این مدت از این واژه شد با آنچه که انتظار می رفت متفاوت بود چرا که در مبانی اسلامی بارها از کسانی که نقاط ضعف را بازگو کنند به عنوان دوست واقعی یاد می شوند اما بسیاری بودند که به واسطه همین امر با واژه هایی عجیب و غریب روبرو گشتند هر چند دولت در این باره قبول ندارد که فضای نقد بسته تر شده و ادعا می کند حتی از دولت های قبلی هم فضای نقد و حتی تخریب بیشتر شده است اما به نظر می رسد دولت باید تکلیف خود را با افرادی که ذکر آنها رفت روشن کنند چرا که گاها این افراد خود را حامی دولت می دانند و در عین حال به طبعیت از همین حمایت برخوردهای غیرعقلانی را اعمال می کنند. آنچه که مشخص است عملا بوجود آمدن عدالت در جامعه مرهون فراهم شدن فضای نقد سازنده در جامعه است و محدود کردن افکار و اندیشه ها راهی جز زوال جامعه را به دنبال ندارد. زمانی می توانیم ادعا کنیم که عدالت بوجود آمده و یا کشور در این مسیر قدم بر می دارد که بپذیریم این عدالت باید با توجه به گستردگی فضای فکری جامعه ایجاد گردد که دراین بین تمامی صاحب نظران و اندیشمندان و حتی مردم هم صاحب اظهارنظر هستند. چنانچه بخواهیم در این بین فرصت استفاده از دیدگاههای همه صاحب نظران را از دست بدهیم ، عملا نمی توانیم به خود نمره مثبتی بدهیم . چه این صاحب نظران در موافقت با دولت حرفی به میان آورند چه در مخالفت و نقد دولت! در چند وقت اخیر هم شاهد وقوع برخوردهای نسنجیده با این تفکرات حتی در استان بودیم . برخورد با معلمانی که به عنوان نقش غیرقابل انکار در فراهم کردن زمینه ای در جهت رشد جامعه شناخته می شوند چندان شایسته نیست. حال چه این برخوردها آگاهانه باشد یا ناآگاهانه . به هر صورت شاهد بودیم که بدلیل فعالیت تعدادی از کارکنان ادارات خصوصا تعدادی از فرهنگیان در جهت حمایت از کاندیدای خاص ، اتفاقات عجیبی رخ داد یا حتی می توان به برکناری رئیس دانشگاه پیام نور واحد دهبارز رودان اشاره کرد یا برخوردهایی که هرکدام نشان از مخالفت عده ای با فضای نقد در جامعه دارد! باید پذیرفت هر پست و مقامی که در اختیار قراردارد به واسطه مردم بوده و در واقع مردم بوده اند که با رای خود به مدیر ارزش داده اند . نباید در این میان افکار شخصی و سلایق فردی و به دنبال آن منافع گروهی بر کل جامعه ترجیح داده شود . چنین نگاهی به یاس و ناامیدی مردم از نظام می انجامد . اینکه فضا را به گونه ای فراهم کنیم که اجازه پاسخ خواستن را از مردم بگیریم قطعا با شعارهای دولت مغایر است و در این زمینه باید فکری به حال خود کند.
اما
به عنوان یک توصیه ، باید گفت که در دوره پس از انقلاب همواره مردم بوده اند که
سرنوشت مردم را مشخص کردند و آنهم با حضور پرشور در انتخابات . اینکه تصور می کنیم
چنین رفتارهایی قادر خواهد بود بر روی آرای آنها تاثیر بگذارد قطعا درست نیست و
مردم ما به برکت انقلاب اسلامی از چنان شعور و درکی برخوردار شده اند که حماسه
هایی همچون دوم خرداد را آفریدند در حالی که عده ای سعی در تغییر افـکار مردم
دارند مردم این بار نیز با آگـاهی از آنچه گذشـت همـچون همیشه سرنوشــت خود را
مشخص می کنند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت توسط مهران کرمی
|
|
|||||
|
|||||