|
|
|
||||
|
شايد به دروغ سيزده بيشتر شبيه باشد كه روزي شاهد اين باشيم كه از خواب بر مي خيزيم و ببينيم كه گروهي كه نام نمايندگان مردم را در شوراي شهر بندرعباس يدك مي كشند دور يك ميز ،به دنبال بررسي طرحي هستند كه لحظه اي نه حتي مدت زمان زيادي از مشكلات مردم بكاهد و در اين بين بايد خيلي ساده بود كه منتظر چنين اتفاقي لااقل تا پايان كار شورا در دور سوم باشيم . در تعاريفي كه از شورا مي شود آن را نهادي مردمي مي دانيم كه در جهت كمك به حل مشكلات شهر به وجود آمده است اما در 3 دوره اي كه از عمر آن مي گذرد مي بينيم اين تعريف روز بروز تغيير مي كند تا جايي كه امروز مي توان گفت شورا نهادي كاملا سياسي و نه مردمي است كه بيشتر از اين كه براي مردم باشد و مردم در تصميمات آن ذينفع باشند عده اي از خواص تحت عناويني خاص در بيرون از شورا خود را صاحب حقي از اين شوراي مثلا مردمي بدانند. شايد به واسطه همين تعريف و تعاريفي مشابه باشد كه امروز ملاحظه مي شود بيشتر شورا به محل نزاع و گاها سهم خواهي تبديل شده است تا محل تعريف و رفع مسائل جامعه و چه غافلند مردمي كه احساس كرده و مي كنند كه اين شورا نقشي در پيگيري مطالبات آنها دارند. يادم مي آيد زماني كه انتخابات شوراي سوم برگزار شد و اعضاي آن مشخص شدند ،وقتي به تركيب اعضا دقت كردم ،دريافتم چه تركيب ناموزوني در حال شكل گيري است و احساس مي كردم اين شورا به دليل همين ناموزوني در تركيب اتفاقات جالبي را در پيش خواهد داشت . اولين اتفاق همان ابتداي راه افتاد جايي كه علي رغم تمامي پيش بيني ها و شايعاتي كه مطرح بود، "شاهي " به عنوان رئيس انتخاب شد و اين تازه آغاز راه بود. اين تركيب ناموزون كه بيشتر به دليل عدم تجربه سياسي بسياري از اعضا شورا به وجود آمده بود همواره متزلزل بود و در بسياري از موارد توانست پيش بيني ها را به هم بزند و البته عدم ثبات رويه برخي از اعضا هم در اين بين مزيد علت شد تا امروز تركيب آرماني و مناسبي براي حركت شورا ايجاد نشود كه اين امر با توجه به سابقه 10 ساله شورا كمي جاي سئوال و تعجب را باقي مي گذارد كما اينكه در دوره هاي قبل هر چند ضعيف اما تركيب هاي مشخصي را شاهد بوديم. شوراي شهر سوم را مي توان محل تقابل و قدرت نمايي حاميان و مخالفان شهردار دانست و در واقع " آرامي" در اين ميان در بين يك تقابل ناخواسته گرفتار شده است . نه راه پس داشته و نه را پيش و همين امر به عينه در عملكرد و رفتار سياسي وي هم قابل مشاهده است جايي كه در جلسه بررسي استعفاي آخر سخن از اتفاقات و جرياناتي به ميان مي آورد كه به نظر مي رسد بيش از آنكه به نفع او و مجموعه وي و مخصوصا مردم باشد دي پي زير سئوال بردن عملكرد و سابقه او بوده و به نوعي آينده سياسي وي را تحت تاثير قرار داده است كما اينكه مي بينيم به دليل همين تحليل ها علي رغم اينكه مخالفان و موافقان به دلايلي رفتن وي را صلاح نمي داستند بارها قصد رفتن كرده و هر بار به دلايلي شورا اجازه رفتن به وي را نداده است . از طرف ديگر دو طرف ماجرا كه يك سوي آن را حاميان دولت تشكيل مي دهند تلاش كردند به هر نحوي وضعيت را به سمت خود بگردانند و همين موضوع به سناريويي در شورا تبديل شده كه هر روز اتفاقات جالب توجهي را در خود مي پروراند. تا اينجاي قضيه كه 2 سال از عمر شورا گذشت ،مردم هيچ احساسي از داشتن نمايندگاني به عنوان اعضاي شوراي شهر نداشتند و بيشتر جلسات شورا به محل كشمكش هاي سياسي تبديل شده بود و خبري از طرح مسئله اي در جهت رفع مشكلات مردم نبود و مردم تنها نامي از شورا را به خاطر داشتند و منتظر تمام شدن درگيري ها بودند. اما در دور دوم انتخاب هيئت رئيسه كه چندي پيش برگزار شد همه منتظر پيروزي حاميان شهردار بودند . در واقع رايزني هايي كه مدتها بود انجام مي شد خبر از ائتلاف گروهي از حاميان براي در دست گرفتن هيئت رئيسه بودند اما اتفاق ناخواسته ،كانديد شدن "طاهر قريشي " به نفع مخالفان شهردار بود كه موجبات تعجب گروه رقيب شد و در نهايت به عنوان رئيس برگزيده شد تا جايي كه برخي از اعضا در پايان جلسه با غرولند جلسه را ترك كردند و شايد اين آغاز ماجرايي جديد در شورا بود. البته تاريخ شوراي شهر بندرعباس امثال چنين برخوردهايي را هم سراغ دارد و با اين پديده ناآشنا هم نيست وشايد بهتر مي بود حاميان شهردار در رايزني هاي خود كمي به تاريخ شورا هم مراجعه مي كردند . شوراي شهر دوم آنهم درست در زمان انتخابات هيئت رئيسه دوم ، جايي كه تعدادي از اعضاي شورا "دريانورد" را براي مسند رياست شورا قبول نداشتند و از تاكتيك "آبستراكسيون" براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي كردند ، " ابراهيم شهابي پور " كانديداتوري رياست شورا را برخلاف توافقات پذيرفت و در نهايت رئيس شد. اما اگر قرار باشد تاريخ همچنان تكرار شود بايد گفت "طاهر قريشي " راه سختي را انتخاب كرده است و در اين راه اگر نتواند با تدبير برخورد كند قطعا همان سرنوشت رياست "شهابي پور" برايش تكرار مي شود كه در نهايت بعد از نزديك به يك سال اكثريت شورا با ارائه درخواست استيضاي او ،براي هميشه وي را از حضور در عرصه سياسي مايوس ساختند . كما اينكه در تركيب جديد هئيت رئيسه و نوع برخوردهايي كه تاكنون ديده شده است ،مي تواند حدس زد كه اين روال مي تواند بار ديگر تكرار شود! سئوال مهم اينجاست كه در اين بين سرنوشت شهرداري به كجا خواهد رسيد؟ شهرداري كه در تقابل مخالفان و موافقان هر روز نامي را براي حضور در مسند رياستش مي شنود تاكنون بيشترين ضربه را از اين مشكلات خورده است . توجه جدي گروهي به عنوان حامي دولت چه در داخل و چه از خارج شورا به وضعيت شهردار كه هر روز جنجال هاي بسياري را به وجود آورده است هم از نكات مهم تحولات اين 2 سال شورا به حساب مي آيد . گروه ديگر نيز كه خود را حامي شهرداري و شخص شهردار مي دانند هم تلاش كرده اند تا به نوعي شهرداري را از كف خود خارج نكنند و همين موضوع موجبات سردرگمي مديريت شهري را فراهم كرده است . در اين بين بي ميلي شهردار به فعاليت در عرصه شهرداري هم به موضوعي عجيب تبديل شده است كه به نامعادلات شورا افزوده است . اينكه در آينده چه اتفاقاتي در شورا خواهد افتاد هنوز مشخص نيست اما آنچه كه مشخص است كفه ترازو به نفع مخالفان شهردار پايين آمده است و شايد همين امر موجب بروز اتفاقات عجيبي همچون استيضاي شهردار باشد كه در آن صورت بايد منتظر واكنش هاي جديدي باشيم كه مي تواند 2 سال ديگر شوراي سوم را هم به مانند 2 سال اول آن كند و اين شورا بدون انجام دادن كار خاصي به غير درگيري ، شوراي سوم را به پايان برساند!
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت توسط مهران کرمی
|
|
|||||
|
|||||