|
|
|
||||
|
ميراثي براي گذشتگان! توجه به ميراث فرهنگي هر كشوري توسط مردم و مسئولان آن كشور نشان از پيوستگي فرهنگ آن كشور دارد و در اين بين هر كشوري بتواند از ميراث به جاي مانده از گذشتگان كه نمادي از فرهنگ كهن آن كشور است بهتر محافظت نمايد به لحاظ فرهنگي جاي احترام فراوان دارد هر چند اين رسيدگي به ميراث فرهنگي منجر به توسعه گردشگري هم شود كه آن زمان تاثيرات چند بعدي خواهد داشت . در كشور ما ضعف رسيدگي به آثار باستاني و تاريخي به كرات مشاهه مي شود در همين استان هرمزگان كه نشانه هايي از انسانهاي اوليه تا حتي چند صد سال قبل هم به كرات موجود است هنوز نتوانستيم در اين زمينه برنامه ريزي درست و اصولي داشته باشيم . در سفري كه به همراه جمعي از مهمانان به جزيره زيباي هرمز داشتم اين موضوع پيش از بيش آزارم داد و قطعا يكي از سئوالات همه مهمانان هم بود كه براستي چرا به اين بخش توجهي نمي شود. در كنار قلعه زيباي هرمز كه در خود ناگفته هاي بسياري از تاريخ برجاي گذاشته صحنه هاي دلخراش و روايت هاي تلخي از ، خراب شدن و از بين رفتن اين اثر مهم ديده و شنيده مي شد كه دل هر دوستار اهل فرهنگي را به درد مي آورد . يا در بندرعباس و آن هم زماني كه مي بينيم و مي شنويم كه معبد هندوها كه انصافا به عنوان يكي از نمادهاي شهر و سمبل مركز شهر مي باشد با استفاده از مصالح نامرغوب در حال بازسازي است .براستي قرار است چه زماني به خودمان بياييم كه به اين ميراث با عظمت خود برسيم و تنها به اين بسنده نكنيم كه در كتابها بنويسيم كه روزگاري چنين بوديم و چنان ... ميراث فرهنگي ما نشان از تمدن ماست از مردم گرفته تا مسئولين بايد همت كنيم به نگاهداشت آن كمك كنيم نه اينكه آن را تنها به ميراثي براي خود گذشتگان بدل كنيم .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت توسط مهران کرمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قطب هاي بي ثمر! اين روزها مردم استان هرمزگان با واژگان جديدي همچون " هرمزگان قطب آلومينيوم ،فولاد و ..." روبرو مي شوند كه در نگاه اول سئوالي را در ذهن متبادر مي كند كه اين "قطب" ها چه ثمري در پيشبرد وشعيت اقتصادي استان دارد . استان از ديرباز با محروميت دست و پنجه نرم مي كند . احداث صنايع و بندر در استان مخصوصا در شهر بندرعباس هنوز نتوانسته مشكلات اقتصادي را از سطح استان خارج كند و اين همان سئوال بي جواب هميشگي مردم استان است كه استان چگونه بايد متحول شود. در چند سال اخير و به مدد وجود ظرفيت هاي بالقوه اقتصادي دراستان كه برخي از آنها به مرحله شكوفايي رسيد بازي با كلمات قوت گرفت . زماني استان در مسير سازندگي بود و بعد از آن دهه شتابان توسعه آغاز مي شد و حالا هم قرار است پايتخت تجاري و قطب اقتصادي در كشور و حتي منطقه باشد . غافل از اينكه بيشتر از اينكه مردم استان از مواهب اين توسعه بهره مند شوند مردم استان هاي ديگر از آن استفاده مي كنند و شايد اينجا معماي نانوشته توسعه نمودار مي شود كه چرا ...؟ به اعتقاد نگارنده تا زماني ساز و كاري براي ماندگاري سرمايه ها در استان نباشد اين استان همچون دو روي سكه يك روي آن محروميت و روي ديگر توسعه است كه با معادله توسعه ناسازگار است . به نظر مي رسد چنانچه دولت از طرحهاي تشويقي براي اين منظور استفاده كند بهره بهتري مي توان از اين توسعه گرفت و در واقع توسعه متوازني كه سالها در پي واژه ها دنبال آن مي گشتيم پديدار مي شود . به مانند اقداماتي كه شركت نفت در برخي از مناطق انجام داده ساير بنگاههاي اقتصادي بزرگ استان همچون صنايع و بنادر هم مي توانند مبادرت به چنين اقدامي كنند .آنچه كه مشخص است براي برون رفت از غبار محروميت نيازي به جمله سازي يا كلمه سازي نيست بلكه عمل واجب تر و مهمترين گزينه است.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت توسط مهران کرمی
|
|
|||||
|
|||||