تبليغاتX
روزنامه نگار

چگونه "نفت " را فراموش كنيم؟

ركود بي سابقه اقتصاد جهاني كه نشئت گرفته از سياست هاي غلط كشورهاي صنعتي است مي رود تا علاوه بر ضربه هاي سختي كه بر پيكره اقتصاد اين كشورها مي زند ،‌ كشورهاي جهان سومي و به نوعي در حال توسعه را نيز وارد بحراني جدي تر نمايد.

برخي ازاين كشورها(جهان سوم ) كه تا پيش از اين به خاطر داشتن نفت سرشار، همواره مورد توجه اجباري قدرتهاي اقتصادي دنيا بودند كم كم به نظر مي رسد روياي داشتن اين تصور كه "تا نفت هست ،‌ دنيا مال توست "را بايد پايان يافته بدانند و از اين پس بايد به فكر شرايط جديدي براي خودنمايي باشند.

اين مشكل گريبان كشور ما را هم گرفته و مي رود ابعاد تازه تري به خود بگيرد . هر چند برخي از تصميم گيران همچنان با غفلتي كه انجام مي دهند به دنبال سركوب سياست هاي اقتصادي كشورهاي غربي هستند و غافل از اين هستند كه اين تحولات منفي جهاني كم كم دامن كشور را مي گيرد تا حدي كه نفت به بشكه اي زير 60 دلار رسيده حال آنكه بودجه امسال كشور بر روي 70 دلار بسته مي شد و اين يعني اينكه در سالهاي گذشته كه مازاد درآمد داشتيم وضعيت كشور اين چنين بود كه گاها با تورمهاي گاه و بي گاه روبرو بوديم اگر در اين بين قرار باشد كه با ضرر مواجه باشيم چه كار بايد كرد.

به نظر مي رسد 30 سال انقلاب فرصت هاي بسياري را در كشور از دست داديم و به جاي گرفتن تصميمات اساسي در كشور كه منجر به برون رفت اقتصاد نفتي باشد به جار و جنجالهاي سياسي در كشور پرداختيم و سه دهه با ارزش را نه اينكه كاملا بلكه تا حدي از دست داديم.

كارهاي بسياري در كشور انجام شد كه نبايد از آنها براحتي گذشت آنهم با شرايط اقتصادي كه تحريم ها بر آن حاكم بود اما به تبع از اين بهتر هم مي شد عمل كرد.هنوز دراين مدت نتوانستيم اتكا به نفت را در بودجه تا حد قابل توجهي كاهش بدهيم.هنوز صادرات غير نفتي ما براي رونق نياز به تشويق صادركنندگان دارد تا بلكه كسي پيدا شود تا محصولاتي كه بدليل قوانين بر آمده از نا كجا آباد امكان صادر كردن را ندارند صادر نمايند تا همچنان آمارهاي رنگين بدهيم اما غافليم كه مساوي با اين صادرات بلكه هم بيشتر واردات داريم آنهم در كالاهايي كه هيچ منفعتي براي كشور ندارد و صرف تشويق به مصرف گرايي در كشور وارد مي شود كه البته مصرف گرايي هم خود يك عيب محسوب مي شود.

بگذريم از قوانين مالياتي كه هنوز فرهنگ گرفتن آن نيست و هر روز به بهانه اي قصد معافيت عده اي را داريم كما اينكه اگر اين قوانين مالياتي ابتدا اصلاح و بعد به درستي اجرا شود به مانند بسياري از كشورهاي بزرگ اقتصادي كه تا 85 درصد بودجه آنها از اين راه به دست مي آيد مي توان بخش مهمي از بودجه را از اين راه تامين كرد.

اين راهها و صدها راهي كه جاي بحث آن دراين مقال نمي باشد و شايد به ذهن نگارنده خطور نكند مي توانست و خواهند توانست شوك سال 2009 را در كشور مهار كند شوكي كه قطعا از آن بي نصيب نخواهيم بود و شايد مردم در سال جديد تنها به فكر سير كردن شكمهاي خود باشند تا سرمايه

گذاري در فلان طرح يا بانك و اين يعني ركود اقتصادي كه خودمان بوجود آورديمش .

به هر صورت خداحافظي با نفت بايد طي يك برنامه منظم و منسجم و در شان و اعتبار نفت صورت بگيرد تا اين انگيزه براي ساير قدرتهاي اقتصادي فراهم شود تا بجاي سنگ اندازي پيش پاي اقتصاد به فكر ارائه راهكار مناسب و مطمئن براي حل اين بحران باشند هر چند بايد درس بگيريم از اتفاقات افتاده كه تمركز بر روي يك پايه اقتصادي كاري مطمئن و درست نيست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت   توسط مهران کرمی  | 

هنر"كردان " بودن!

مدتها بود به اين فكر مي كردم كه كه چرا چنين وضعيتي براي شخصي در مقام وزير كشور پديد آمده است تا اينكه دريافتم در كشوري كه رابطه ،ملاك انتصاب افراد در پست هاي مختلف مي باشد از اين جهت جاي تعجب دارد كه چرا كمتر شاهد چنين مواردي هستيم.

اصولا كسي كه توانسته 30 سال را بدون مدرك تحصيلي مورد نظر و اعلام شده در پست هاي مختلف بگذراند بايد گفت هنر كرده كه به نظر مي رسد تنها اين هنر از "كردان " بر مي آمد و بس.

ماجراهاي حضور او در مسند وزارت كشور اگر چه نشان داد كه نمايندگان بر سر ميثاق خود با ملت نيستند و هر چند زماني بايد شاهد شاهكارهاي اين افراد باشيم اما استيضاح آنها صحه بر بي پدرومادر بودن سياست داشت چرا كه مشخص شد هر زمان منافع گروهي و حزبي خود ونه منافع مردمي مهمتر نمايد حتي پوست برادر و همسنگر سياسي خود را نيز خواهند كند و شاهكاري بر جاي مي گذارند و بر پيشاني آن مهر منافع مردم و نظام مي زنند.

اساسا دلخوش كردن به استيضاي فردي كه به اعتقاد نگارنده نه اسير اشتباه خود بلكه اسير سهم خواهي هاي عده اي شد كه مجلس و دولت را با شركت هاي خصوصي اشتباه گرفته اند و دم از حقوق و منافع مردم مي زنند.

هر چند نسبت به اقدام اشتباه "كردان" نگارنده نيز مانند نمايندگان معترض است اما همانقدر و بلكه بيشتر نيز به عملكرد نمايندگاه خورده خواهد گرفت و معتقد است كه بايد سرزنش بشوند تا اينكه توسط افرادي از بيرون كه صرفا با شكست هاي سياسي مردم خوشحال مي شوند مورد لطف و حمايت قرار بگيرند .

آنچه كه مشخص است هورا كشيدن به استيضاح "كردان" جز نشان دادن بي فكري و بي صلاحيتي افراد ،‌چيز ديگري نيست . چه بسا استيضاح و عدم راي اعتماد به اين فرد موجب تضعيف مجلس هم شد و در واقع به حال اين مجلس بايد تاسف خورد كه معامله هاي چنين سنگين به نام مردم با دولت و افرادي انجام مي دهند. آيا اين خواسته مردم از آنها بود ؟ شايد حرف رئيس جمهور كه گفته بود اين استيضاح ،‌بررسي راي اعتماد نمايندگان است حرف درستي است . اساسا طبق آيين نامه مجلس نمايندگان حق دارند نه اينكه اگر منافعشان اجازه بدهد ،‌در مورد راي اعتماد به وزير پيشنهادي از سوي دولت تحقيق كنند نه اينكه صرفا بر اساس يك توصيه از سوي افرادي خراج از مجلس و دولت به شخصي راي اعتماد بدهند وبه شخصي ندهند.

آنچه كه در جريان اين استيضاح جا دارد به آن اشاره شود اين است كه هزينه اي كه مجلس و به تبع آن دولت در حضور و پس از آن عدم راي اعتماد دوباره مجلس به "كردان" متحمل شد هزينه زيادي است كه به نظر مي مي آيد با توجه به نزديكي به انتخابات رياست جمهوري جاي تامل دارد و شايد در اين دوره شاهد تاثير پذيري اين هزينه بر انتخابات نيز باشيم .

هر چند بايد اشاره كرد كه وقوع اتفاق عجيب مدرك جعلي اين وزير ،‌زنگ خطر را بايد براي همه مديراني كه مداركي جعلي دارند به صدا در بياورند و در واقع اگر قرار است كه منافع مردم تنها عوض كردن يك وزير باشد قطعا شيوه مناسبي نيست بلكه بايد ضابطه اي توسط نهادهاي نظارتي اعمال شود كه بتوان جلوي اين امر را قبل حضور افراد در مناصب و پست هاي دولتي گرفت تا شاهد اين فاجعه سياسي نباشيم كه در بهبوي سونامي اقتصادي غرب و انتخابات امريكا ،‌سونامي سياسي مي توان نام نهاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط مهران کرمی  |