تبليغاتX
روزنامه نگار

بچه ها درمدرسه چه چیزی یاد می گیرند!؟

آموزش و پرورش و مدرسه این نهاد ارزشمند جامعه که زمانی اهمیتی فوق العاده داشت و اکنون به نظر می رسد آنقدر مسائل ریز و درشت حاشیه ای باید داشته باشد که باید نگران مطالبی باشیم که در مدارس به بچه ها اموزش می دهند .

متاسفانه در چند سال اخیر آموزش و پرورش بیشتر از آنکه یک نهاد اجتماعی و تربیتی باشد به یک نهاد سیاسی تبدیل شده است که نمونه بارز آن اتفاقات بسیاری است که برای انتخاب وزیر شکل گرفته و همین امر باعث گردیده که آموزش و پرورش با رویکرد جدید نخواسته و شاید هم خواسته سیاسی کاری مواجه گردد.

روند انتخاب وزیر برای این وزارت خانه مهم به یک سناریوی طولانی تبدیل شده است به طوری که هنوز فرد مناسبی برای این پست حساس به مجلس شورای اسلامی معرفی نشده است در حالی که نزدیک به 2 ماه از سال تحصیلی جدید می گذرد و قطعا حضور وزیر بر راس کار می توانست به انسجام بیشتر کارها کمک کند.

اساسا به نظر می رسد در آموزش و پرورش به نوعی اتلاف وقت به یک عادت دیرینه تبدیل شده است . بجای اینکه محلی برای تربیت نیروی انسانی باشد به محلی برای درگیری های سیاسی و بعضا سهم خواهی ها تبدیل شده است و شاید غافلیم از این که این روند تاثیر نامناسبی بر روند یادگیری و تربیت دانش آموزان می گذارد .

هنوز بسیاری از مشکلات حوزه آموزش و پرورش زمین مانده در عین حال مشاهده می کنیم که روند انتخاب وزیر با کندترین حالت ممکن در پیش است . به نظر می رسد نبود یک چارچوب و راهبرد بلند مدت برای این بخش کم کم به یک معضل برای این بخش تبدیل شده است .

به طوری که در روند انتخاب مدیران نیز این روند را شاهد هستیم . مدیرانی که گاها بدون تجربه و گاها خارج از مجموع وارد کار می شوند و به مشکلاتی می رسند که جمع بندی این مشکلات نیاز به زمان بیشتری را می طلبد .

استان هرمزگان هم که علی رغم تلاش های صورت گرفته هنوز زیر چرخ های مشکلات مدیریتی حاکم بر این نهاد در حال له شدن است داستانی جداگانه دارد . در اوایل سال تحصیلی امسال این نهاد مهم درگیر حاشیه های بسیاری بود و نکته جالبی که وجود دارد در حال حاضر آنقدر این حاشیه ها ازدیاد یافته که در بین والدین دانش آموزان هم رسوخ پیدا کرده و به نوعی آنها از این روند نگران هستند .

از طرفی می طلبد مدیریت عالی استان نگاه جدی تری به مسائل پیرامون آموزش و پرورش داشته باشند چرا که مشکلات فرا روی این بخش در استان آنقدر زیاد است که جای مطرح کردن حاشیه ها وجود نداشته باشد .

نگارنده معتقد است قطار آموزش و پرورش در استان و در کشور بار دیگر باید به روند چند سال قبل خود بازگردد و کمتر خود را درگیر مسائل سیاسی ببیند . از طرفی امیدوار است برخی از مدیران این بخش که به انتقادات مطرح شده به دید دیگری نگاه می کنند با اصلاح نگاه خود ، به فکر آینده ای باشند که در حال حاضر به نظر می رسد با ادامه روند کنونی باید کمی نگران مواردی باشیم که بچه ها در مدارس یاد می گیرند!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

پر می کشه مرغ دلم شبونه!

باز مشهد ، باز حرم ، باز پنجره فولاد

من و دل خسته و یه دنیا احساس

آری این دل پر زده توی حرم

اما نه مثل کبوترا...

این دلم شده کبوتر حرمت

آقا می شه به زائرات بگی بهش دون بدن...!

ولادت امام رضا (ع) امسال حال و هوای دیگه ای داشت . سال قبل بود که توفیق زیارت دست داد و رفتیم و چه صفایی بود خدایی !

امسال دلم گرفت و تصمیم رفتن داشتم اما آنقدر مانع سر راهم بود که نشد . نمی خوام بگم اقا نطلبید چون ماجرا چیز دیگه ای بود!

سال گذشته عهد و قراری با امام رضا بستم که یه کاری که بعدا می گم انجام بشه من بیام البته هنوز کامل انجام نشده ولی چه کنیم دله دیگه خواست بزنه زیر عهد و پیمون ! خوب نشد!

ولی هر بار که تصویر حرم پخش می شد دلم می لرزید ...!

خدا قسمت همه کنه که برن پابوس امام رضا(ع)...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

توهماتی از همه رنگ!

توهم توطئه ، تقلب ، امریکا و دشمن و هزار توهم دیگر . نمی دانم در ایام انتخابات چند درصد از این توطئه ها به واقعیت نزدیکتر بود اما بودند عده ای که به رسم دیرینه برای خودشان بهره برداری کردند . عده ای که همواره ساز مخالف می زدند به یکباره ندای حمایت از انقلاب و نظام سردادند و دیگران را دشمن پنداشتند و غیره و غیره!

نمی دانم چه شد که این مطالب را تصمیم گرفتم بنویسم اما چیزی که مهم بود این بود که ثابت شود در انتخابات و بعد از آن چهره خیلی ها مشخص شد . چه آنهایی که فقط صدایی از آن شنیده می شد و چه انها که هم صدا و هم چهره در صحنه حاضر بود . هنوز مانده ام که ریاست و مقام اینقدر طعم خوشایندی داشته که عده ای آدم فروشی می کنند تهمت می زنند و خیلی کارهای دیگر...

به هر صورت شاید به رسم همیشه ، من را متهم کردند که البته کم نبود و از همه جورش نثارمان کردند. اما آنچه که مشخص بود آنکسانی که می شناسند مرا خوب می دانند که حمایت و انتقاد را در کنار هم دارم و چه بسا انتقاد برای من خوراکی شیرین تر است تا تعریف هایی که گاهی مسیرهای نادرستی همچو پاچه خواری وامثالهم را می پیماید...!

این را نه برای اینکه بخواهم خود را تبرئه از حمایتی که داشته ام بکنم و هنوز هم معتقدم که اگر خیلی از اتفاقات نمی افتاد وضعیت کشور به اینجاه کشیده نمی شد که آنوقت به دنبال طرح آشتی ملی بگردیم.

هنوز بعد از گذشتن چند ماه از انتخابات ، شرایط را که بررسی می کنم تاسف می خورم به عنوان یک روزنامه نگار که تکلیفش را تلاش در جهت ایجاد فضای آرمانی گذاشته که چرا در این موقعیت که عده ای ادعای روشن فکری می کنند دست به اقداماتی عجیب می زنند و من مانده ام کلی واژه گان بی معنا در ذهنم که نمی دانم کتاب لغتی که خوانده ام اشکال داشت یا برخی ها کتاب را اشتباهی گرفته بودند .

روی صحبت با هیچ گروه خاصی نیست بلکه از دو گروه یا جناح مقصر در این زمینه وجود دارد و به نظر می رسد باید دوباره اصلاح بشیم آنهم همه مان . اصلاحی از رنگ های مختلف . یکی فکرش ، یکی زبانش و دیگری ظاهرش و ...!

بیشتر برایتان خواهم گفت چون راهی است که انتخاب کرده ام هر چند برای برخی درد آور باشد و همچون مطلب قبلی بخواهند با واژگانی از جنس مناظرات و اتفاقات بعد از انتخابات بر نوشته هایم تاثیر بگذارند!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

ترس ، وظیفه ، مسئولیت ؛ اینها برای جمله بندی نسیتند!

بعد از انتخابات خیلی از مدعـیان به ظاهر منتـقد که همـواره برای هر حرفی که می زدند عنوان نقد را بر می گزیدند به نوعی رنگ خاموشی گرفتند و دیگر از آن آب و تاب های گذشته نمایشی نشان نمی دهند .

واقعیت این است که اگر کسی به ماهیت نقد اهمیت بدهد و آن را در پیشبرد جامعه موثر بداند هیچگاه بر اثر اتفاقی هر چند به بزرگی اتفاقات انتخابات امسال باشد قافیه را نمی بازد و به وظیفه اش عمل می کند.

اعتقاد من این است عمل وظیفه ای که بر عهده برخی نهاده شده دلبخواهی نیست . باید دانست در این شرایط زمانی چرخ توسعه و مسائلی از این دست می چرخد و آرمانها به واقعیت ها تبدیل می شوند که افراد نقد را وظیفه خود بدانند و هیچگاه به بهانه های واهی اجازه دلسردی را به خود ندهند .

هر چند نگارنده در دوران انتخابات از کاندیدایی به غیر از کاندیدای پیروز حمایت کرد اما می توان گفت در دوران دولت نهم انتقادات فراوانی به روند کار دولت از سوی نگارنده گرفته می شد که البته به مذاق بسیاری خوش نمی آمد اما هیج زمان بر اثر برخی برخوردهای سلیقه ای با مباحث مربوط به نقد دلسرد نشد بلکه انگیزه مضاعف نیز پیدا کرد.

باید گفت در شرایط پر التهاب کنونی جایگاه نقد اهمیت بیشتری در جامعه پیدا کرده که اگر اهل فن بدانند می توانند در جهت آرامش جامعه قدم بردارند .

به همین علت تصمیم گرفتم از پست های آینده و در جهت شفاف سازی و برداشتن دیوار کدورت ، مسائلی را با ذکر مستندات در مورد انتخابات اعلام کنم که قطعا می تواند هر چند کوچک در این زمینه موثر واقع شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت   توسط مهران کرمی  |