تبليغاتX
روزنامه نگار

"هاشمي تختي" چگونه استاندار شد؟

12 سال از حضور يك فرد بومي در مسند استانداري هرمزگان مي گذرد . دوراني كه بسياري منشا حذف مديران شايسته بومي ازپست هاي حساس و كليدي استان در ساليان اخير مي دانند . هر چند هنوز معلوم نيست كه ملاك انتخاب استاندار مي تواند بومي يا غير بومي باشد اما تاريخ گواه خوبي از دوران حضور اولين و آخرين استاندار بومي به يادگار نگذاشته است.

حضور "هاشمي تختي " هم بر راس استاندار از جهات مختلفي قابل تامل است . پس از اتفاقات و فعل و انفعالات عجيب و پيچيده اي كه در استان بوجود آمد عملا منجر به حضور استاندار بومي شد. بدون شك مي توان شروع حضور هاشمي را در راس استان به درگيري هاي زمان انتخابات كه دامن گير جناح حامي دولت در استان را گرفته بود مرتبط دانست.

زماني كه به نظر مي رسيد شكاف ميان اصولگرايان به اصطلاح سنتي با اصولگرايان تندروي و حامي اصلي دولت به حدي رسيده كه 2 ستاد مردمي در استان در زمان انتخابات تشكيل شد و اين شروع درگيري ها بود.

بارديگر فضاي حركت و تصميم گيري در اختيار اصولگرايان سنتي افتاد تا بتوانند با پشتوانه قوي سياسي بر جاي مانده از گذشته بر جوانان بعضا كم تجربه چيره شده و سكان تصميم گيري ها را برعهده بگيرند .

نكته زماني جالب تر شد كه حتي شنيده مي شد حكم "حسن‌ شيخ نيا" معاون وزير صنايع كه از نزديكان محرابيان به شمار مي رفت براي استانداري هرمزگان امضا شده و وي حتي چند روزي براي رصد اوضاع استان به هرمزگان سفر كرده اما از طرفي كه در ايران امكان تغيير معالات سياسي حتي تا دقيقه آخر هم وجود دارد با تغيبر تاكتيكي كه بر سر لايحه هدف مند كردن يارانه ها در مجلس و ميان نمايندگان مردم شكل گرفت سرانجام ورق برگشت و نماينده اصولگراي مركز استان كه چند سالي به اجبار گوشه نشيني را برگزيده بود موفق شد مهر بومي بودن استاندار و حتي مديركل آموزش و پرورش را ثبت كند و بدين ترتيب ،‌فصل جديدي در مناسبات سياسي استان پديد آمد كه مي توان به حذف حاميان جوان دولت در استان منجر شده يا حتي براي چند سالي آنها را به

گوشه نشيني مجبور كند.

آنچه كه مشخص است بومي يا غير بومي بودن مشكل استان هرمزگان نيست اما به نظر مي رسد علي رغم شناخت بسيار كمي كه از روحيات اجرايي استاندار جديد وجود دارد وي بتواند به ثبات سياسي استان تا چند سالي كمك كند . هر چند به نظر مي رسد در كنار ثبات سياسي بايد به فكر اصلاح برخي رويه هاي غلط در تصميم گيري ها و محروميت زدايي از چهره استان هم باشد و همچون گذشتگان نباشد كه بعضا به ارائه شعارها بسنده كرده و عنان كار را در همين موضوع خلاصه مي ديدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

بچه ها درمدرسه چه چیزی یاد می گیرند!؟

آموزش و پرورش و مدرسه این نهاد ارزشمند جامعه که زمانی اهمیتی فوق العاده داشت و اکنون به نظر می رسد آنقدر مسائل ریز و درشت حاشیه ای باید داشته باشد که باید نگران مطالبی باشیم که در مدارس به بچه ها اموزش می دهند .

متاسفانه در چند سال اخیر آموزش و پرورش بیشتر از آنکه یک نهاد اجتماعی و تربیتی باشد به یک نهاد سیاسی تبدیل شده است که نمونه بارز آن اتفاقات بسیاری است که برای انتخاب وزیر شکل گرفته و همین امر باعث گردیده که آموزش و پرورش با رویکرد جدید نخواسته و شاید هم خواسته سیاسی کاری مواجه گردد.

روند انتخاب وزیر برای این وزارت خانه مهم به یک سناریوی طولانی تبدیل شده است به طوری که هنوز فرد مناسبی برای این پست حساس به مجلس شورای اسلامی معرفی نشده است در حالی که نزدیک به 2 ماه از سال تحصیلی جدید می گذرد و قطعا حضور وزیر بر راس کار می توانست به انسجام بیشتر کارها کمک کند.

اساسا به نظر می رسد در آموزش و پرورش به نوعی اتلاف وقت به یک عادت دیرینه تبدیل شده است . بجای اینکه محلی برای تربیت نیروی انسانی باشد به محلی برای درگیری های سیاسی و بعضا سهم خواهی ها تبدیل شده است و شاید غافلیم از این که این روند تاثیر نامناسبی بر روند یادگیری و تربیت دانش آموزان می گذارد .

هنوز بسیاری از مشکلات حوزه آموزش و پرورش زمین مانده در عین حال مشاهده می کنیم که روند انتخاب وزیر با کندترین حالت ممکن در پیش است . به نظر می رسد نبود یک چارچوب و راهبرد بلند مدت برای این بخش کم کم به یک معضل برای این بخش تبدیل شده است .

به طوری که در روند انتخاب مدیران نیز این روند را شاهد هستیم . مدیرانی که گاها بدون تجربه و گاها خارج از مجموع وارد کار می شوند و به مشکلاتی می رسند که جمع بندی این مشکلات نیاز به زمان بیشتری را می طلبد .

استان هرمزگان هم که علی رغم تلاش های صورت گرفته هنوز زیر چرخ های مشکلات مدیریتی حاکم بر این نهاد در حال له شدن است داستانی جداگانه دارد . در اوایل سال تحصیلی امسال این نهاد مهم درگیر حاشیه های بسیاری بود و نکته جالبی که وجود دارد در حال حاضر آنقدر این حاشیه ها ازدیاد یافته که در بین والدین دانش آموزان هم رسوخ پیدا کرده و به نوعی آنها از این روند نگران هستند .

از طرفی می طلبد مدیریت عالی استان نگاه جدی تری به مسائل پیرامون آموزش و پرورش داشته باشند چرا که مشکلات فرا روی این بخش در استان آنقدر زیاد است که جای مطرح کردن حاشیه ها وجود نداشته باشد .

نگارنده معتقد است قطار آموزش و پرورش در استان و در کشور بار دیگر باید به روند چند سال قبل خود بازگردد و کمتر خود را درگیر مسائل سیاسی ببیند . از طرفی امیدوار است برخی از مدیران این بخش که به انتقادات مطرح شده به دید دیگری نگاه می کنند با اصلاح نگاه خود ، به فکر آینده ای باشند که در حال حاضر به نظر می رسد با ادامه روند کنونی باید کمی نگران مواردی باشیم که بچه ها در مدارس یاد می گیرند!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

پر می کشه مرغ دلم شبونه!

باز مشهد ، باز حرم ، باز پنجره فولاد

من و دل خسته و یه دنیا احساس

آری این دل پر زده توی حرم

اما نه مثل کبوترا...

این دلم شده کبوتر حرمت

آقا می شه به زائرات بگی بهش دون بدن...!

ولادت امام رضا (ع) امسال حال و هوای دیگه ای داشت . سال قبل بود که توفیق زیارت دست داد و رفتیم و چه صفایی بود خدایی !

امسال دلم گرفت و تصمیم رفتن داشتم اما آنقدر مانع سر راهم بود که نشد . نمی خوام بگم اقا نطلبید چون ماجرا چیز دیگه ای بود!

سال گذشته عهد و قراری با امام رضا بستم که یه کاری که بعدا می گم انجام بشه من بیام البته هنوز کامل انجام نشده ولی چه کنیم دله دیگه خواست بزنه زیر عهد و پیمون ! خوب نشد!

ولی هر بار که تصویر حرم پخش می شد دلم می لرزید ...!

خدا قسمت همه کنه که برن پابوس امام رضا(ع)...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  | 

توهماتی از همه رنگ!

توهم توطئه ، تقلب ، امریکا و دشمن و هزار توهم دیگر . نمی دانم در ایام انتخابات چند درصد از این توطئه ها به واقعیت نزدیکتر بود اما بودند عده ای که به رسم دیرینه برای خودشان بهره برداری کردند . عده ای که همواره ساز مخالف می زدند به یکباره ندای حمایت از انقلاب و نظام سردادند و دیگران را دشمن پنداشتند و غیره و غیره!

نمی دانم چه شد که این مطالب را تصمیم گرفتم بنویسم اما چیزی که مهم بود این بود که ثابت شود در انتخابات و بعد از آن چهره خیلی ها مشخص شد . چه آنهایی که فقط صدایی از آن شنیده می شد و چه انها که هم صدا و هم چهره در صحنه حاضر بود . هنوز مانده ام که ریاست و مقام اینقدر طعم خوشایندی داشته که عده ای آدم فروشی می کنند تهمت می زنند و خیلی کارهای دیگر...

به هر صورت شاید به رسم همیشه ، من را متهم کردند که البته کم نبود و از همه جورش نثارمان کردند. اما آنچه که مشخص بود آنکسانی که می شناسند مرا خوب می دانند که حمایت و انتقاد را در کنار هم دارم و چه بسا انتقاد برای من خوراکی شیرین تر است تا تعریف هایی که گاهی مسیرهای نادرستی همچو پاچه خواری وامثالهم را می پیماید...!

این را نه برای اینکه بخواهم خود را تبرئه از حمایتی که داشته ام بکنم و هنوز هم معتقدم که اگر خیلی از اتفاقات نمی افتاد وضعیت کشور به اینجاه کشیده نمی شد که آنوقت به دنبال طرح آشتی ملی بگردیم.

هنوز بعد از گذشتن چند ماه از انتخابات ، شرایط را که بررسی می کنم تاسف می خورم به عنوان یک روزنامه نگار که تکلیفش را تلاش در جهت ایجاد فضای آرمانی گذاشته که چرا در این موقعیت که عده ای ادعای روشن فکری می کنند دست به اقداماتی عجیب می زنند و من مانده ام کلی واژه گان بی معنا در ذهنم که نمی دانم کتاب لغتی که خوانده ام اشکال داشت یا برخی ها کتاب را اشتباهی گرفته بودند .

روی صحبت با هیچ گروه خاصی نیست بلکه از دو گروه یا جناح مقصر در این زمینه وجود دارد و به نظر می رسد باید دوباره اصلاح بشیم آنهم همه مان . اصلاحی از رنگ های مختلف . یکی فکرش ، یکی زبانش و دیگری ظاهرش و ...!

بیشتر برایتان خواهم گفت چون راهی است که انتخاب کرده ام هر چند برای برخی درد آور باشد و همچون مطلب قبلی بخواهند با واژگانی از جنس مناظرات و اتفاقات بعد از انتخابات بر نوشته هایم تاثیر بگذارند!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت   توسط مهران کرمی  |